تبليغاتX
معماری در گذر زمان...
سلام

این وبلاگ به کار خود پایان داد. در صورت تمایل می توانید به وبلاگ جدیدم مراجعه کنید.

موفق باشید

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 22:9 توسط Master Architect |


 

سومین بار بود که دعوتم می کرد...

و من با شور و اشتیاق خیلی بیشتر از دفعات قبل دعوتش رو پذیرفتم...

چرا که ایمان آوردم که هرگز فراموشم نمی کنه...

پس لبیک گفتم...

 

 

 

         

*دوستان عزیز:من این عکس ها رو به دلیل ممنوع بودن عکاسی در حرمین شریفین در شرایط بسیار حساس و با ترس و لرز فراوان گرفتم! لذا قانون کپی رایت رو رعایت کنید (لطفا)

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 12:46 توسط Master Architect |


چند وقته که حوصله ی آپ کردن این وبلاگ رو ندارم.راستش در حال حاضر وبلاگ نوشتن رو خیلی کار مفیدی نمی بینم.یک وبلاگ نویس فقط و فقط به خاطر نظرات دیگران هست که به ادامه ی کارش تشویق میشه!واین زمانی میتونه ارزشمند باشه که نظرات با تامل و تعقل بیان بشه! که متاسفانه چنین اتفاقی کمتر میفته!

جند روز پیش یک جای نوشته بود: اگر روزی دیدید یک وبلاگ نویس نوشتن رو رها کرده بدونید که زندگیش اینقدر واقعی شده که دیگه فرصتی برای نوشتن وبلاگ نداره!

نمی دونم چرا من هم زیاد تمایلی به ادامه ی وبلاگ نوشتن ندارم.شاید زندگی من هم داره واقعی تر میشه و دیگه فرصتی برای اینجور کارها ندارم.اما اگر حوصله و وقت نوشتن پیدا کنم تصمیم دارم که در سایت بلاگر و به زبان انگلیسی بنویسم تا دامنه ی تبادل اطلاعات محصور به ایران نباشه !

این هم پاسخ دوستانی که می پرسیدن چرا آپدیت نمی کنی...

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 20:36 توسط Master Architect |


 

مدتیه که با نگاه دقیق تری به محیط اطرافم نگاه می کنم.به آدم هاو طرز برخوردشون،طرز لباس پوشیدنشون، به خیابون ها،کوچه ها،به شکل ساختمون ها، به ماشین ها ،به مغازه ها … خیلی وقته که چشم های من دنبال یک حس خاص می گردند و پیدا نمی کنند…دنبال یک هارمونی و یا حتی تضاد، دقیق نمی دونم چه حسی اما دنبال یک رابطه بین همه ی پدیده های این شهرهستند!

امروز بعد از روزها کند و کاو به این نتیجه رسیدم که اون ارتباط معنی داری که دنبالش هستم وجود نداره، به نظر می رسه که خیلی وقته گم شده! ما گمش کردیم…ما آدم ها که اینقدر مدعی هستیم گمش کردیم…و اون رابطه چیزی نیست جز " فرهنگ " غنی و با اصالتمون !

کم کم داریم فراموش می کنیم که کی بودیم و جایگاهمون کجا بوده…

 این ما هستیم که با حرکات نادرستمون داریم تمام هویت این سرزمین رو زیر سوال می بریم…پس باید انتظار این رو هم داشته باشیم که هر بار یک بیگانه از راه برسه و تاریخ و هنر و ابتکار و تمامیت ارضی و شعرا و عرفا و دانشمندای ما رو بدزده و جعل کنه و حتی به نام خلیج فارس هم تعرض کنه!!!

ما ایرانی های به اصطلاح امروزی حتی مقلدهای خوبی هم نیستیم! وقتی از پشت درهای بسته به تماشای پیشرفت دیگران نشستیم و تنها حسرت نداشته هامون رو می خوریم چطور می تونیم به آینده امیدوار باشیم ؟!

ما به عنوان دانشجوی معماری تا حالا چه کاری انجام دادیم که این حس کمرنگ شده و این فرهنگ زیبا اما غبار گرفته دوباره قوت بگیره؟! چرا هیچوقت در قبال علم و دانشی که اندوختیم احساس ادای دین نمی کنیم؟؟

این ماییم که با کشیدن چند خط بی روح و نا مفهوم چهره ی شهر رو زشت و بی قواره می کنیم!ماییم که از معماری فقط نقاشی کردن رو یاد گرفتیم، نه بیشتر! ماییم که با چنین طرز فکری در آینده به جای معمار شدن دلال ساختمون می شیم! و درجایگاه یک مهندس معمار تنها دغدغه مون گرفتن یک متر بیشتر کنسول و کلاه گذاشتن سر شهرداری میشه !!!

و در نهایت این ماییم که باید بفهمیم فرهنگ و معماری دو جزء جدایی ناپذیرند!

فرهنگ یعنی معماری و معماری یعنی فرهنگ…

 

دوستان،دستی که کار از دست رفت!!!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 19:1 توسط Master Architect |


 

واژه مسجد يادآور سجده و كرنش است كه زيباترين شكل پرستش و بندگي است . مسجد مركز پرستش خالصانه و توحيد ناب است كه سروش اذان از آنجا طنين مي افكند و جان و دل خداپرستان را صفايي تازه مي بخشد . مسجد نخستين نهاد عبادي - سياسي در جامعه اسلامي است . جايگاه علم و دانش ، محل عبادت ، جايگاه قاضيان ، عالمان و مفسران و پايگاه تبليغاتي اسلام كه قداست و حرمت والايي دارد . مسجدها بزرك ترين پايگاه هاي ديني هستند و پس از گذشت 14 قرن هنوز محكم ترين مقر ديني به شمار مي روند و گذشت زمان و تبليغات دشمن نتوانسته است اين پايگاه اسلام را منزوي كند .

مسجد و ايرانيان:

از آن هنگام که ایرانیان دروازه دلهای خود را به روی آیین اسلام ناب محمدی گشودند ، هنرمندان این مرز و بوم بسیار کوشیدند تا متعالیترین گونه هنر خود را درساخت بناهایی به کار گیرند که مآمن روح و دل و جان خسته آدمی است .آنها با نهادن خشت بر روی خشت و کاشی برروی کاشی پله پله راه را برای معراج دلها ی عاشق به سوی معشوق گشودند .آبی عرش را بر رو ی کاشیها کشیدندو نقش و نگارها را به نشانه شجره های روضه رضوان و ریاحین آن که مأمن و سرای پرهیزگاران درست کردار است ،ترسیم کردند تا بهشتی کوچک بر رو ی زمین نقش بندد: بهشتی که شاید نشان از دلتنگی اعقاب آدم(ع)دارد:دلتنگی ناشی از تبعیدی از بهشت عدن که تنها با یک وسوسه رخ داد. حال آنکه در این بهشت کوچک می توان تنها با یک دم یاد پروردگار دوباره به آن بهشت جاوید پیوست . می توان با محمل عبادت و دعا از ثری به ثریا پرکشید.و سرمست از باده وصل ،سبک و خالی شد و باردیگر برای نبرد با مصائب زندگی آماده مهيا گردید.

                    

نقش معماري مسجد در عبوديت يك مسلمان:

اصل‌ مهم‌ در هنر معماري‌ يك‌ ملت‌ هم‌، روح‌ اجتماعي‌ آن‌ ملت‌ است‌ بنابراين‌ عميقترين‌ نوع‌ وحدت‌ زندگي‌ و مفهوم‌ جامعه‌ در مسجد تمركز يافته‌ است‌ و از طرفي‌، براي‌ مسلمان‌ خداپرست‌ ـ چه‌ تنها باشد و چه‌ غرق‌ در جماعت‌ ـ ساختمان‌ مسجد طوري‌ است‌ كه‌ راز و نياز وي‌ را با معبود آسان‌ مي‌كند .تناوب‌ بي‌كران‌ قوسها و ستونها، فضاي‌ پيوسته‌ را چنان‌ به‌ تكه‌هاي‌ همسان‌ بخش‌ مي‌كند كه‌ ايجاد آن‌ حالت‌ معنوي‌ خاص‌ را آسان‌ مي‌سازد. ضمنا" آرايش‌ درون‌ بنا نيز در به‌ وجود آوردن‌ حالت‌ مزبور سخت‌ مؤثر مي‌نمايد. در تزيين‌ و آرايش‌ بناهاي‌ اسلامي‌، اين‌ خصيصه‌ هست‌ كه‌ بيننده‌ را به‌ جنب‌ و جوش‌ و عمل‌ وا نمي‌ دارد، و بر عكس‌ در ذهن‌ وي‌ زمينه‌اي‌ براي‌ كشف‌ و شهود و درون‌ بيني‌ مهيا مي‌كند. همچنين‌ ،كتيبه‌هاي‌ منقش‌ كه‌ بر روي‌ ديوار دروني‌ جايگاه‌ نماز قرار دارد و يا دور محراب‌ را فرا گرفته‌ است‌، شخص‌ مؤذن‌ را نه‌ تنها به‌ ياد معناي‌ كلمات‌ آن‌ مي‌اندازد، بلكه‌ او را متوجه‌ وزن‌ (ريتم‌) اشكال‌ و صور روحاني‌ آن‌ و فيضان‌ با جلال‌ و قدرت‌ وحي‌ الهي‌ نيز مي‌كند. در حقيقت‌ اسلام‌ به‌ محيط‌ انسان‌ و مخصوصا" معماري‌، يك‌ جنبه‌ اعتدال‌ و متانت‌ و روشني‌ عقلاني‌ مي‌بخشد و بدين‌ نحو، انسان‌ را خاطر نشان‌ مي‌سازد كه‌ همه‌ چيز اثر حقيقت‌ الهي‌ است‌ .

 

از ديدگاه‌ يك‌ هنرمند مسلمان‌ يا هنرمندي‌ در جهان‌ اسلام‌ و يا پيشه‌وري‌ كه‌ بر آن‌ بود تا سطحي‌ را تزيين‌ كند، پيچاپيچي‌ هندسي‌، بي‌ گمان‌ عقلاني‌ترين‌ راه‌ شمرده‌ مي‌شد. زيرا اين‌ نقش‌ اشارة‌ بسيار آشكاري‌ است‌ بر اين‌ انديشه‌ كه‌ يگانگي‌ الهي‌ يا وحدت‌ الوهيت‌، زمينه‌ و پاية‌ گوناگونيهاي‌ بي‌كران‌ جهان‌ است‌ .مي‌دانيم‌ كه‌ هچ‌ نماد و مظهري‌ مانند نور، به‌ وحدت‌ الهي‌ نزديك‌ نيست‌ بدين‌ جهت‌ است‌ كه‌ هنرمندان‌ اسلامي‌ مي‌كوشند تا در آن‌چه‌ مي‌آفرينند، از اين‌ عامل‌ به‌ منتهاي‌ حد ممكن‌ بهره‌گيري‌ كنند. براي‌ رسيدن‌ به‌ چنين‌ هدفي‌ است‌ كه‌ هنرمند، سطحهاي‌ دروني‌ مسجدها يا كاخها و گاه‌ نماي‌ آن‌ها را نيز با كاشي‌ مي‌پوشاند. اين‌ پوشش‌ ،غالبا" به‌ بخشهاي‌ زيرين‌ ديوارها منحصر مي‌گردد تا پنداري‌ درشتي‌ و ضخامت‌ آن‌ها را بزدايد. براي‌ همين‌ منظور است‌ كه‌ هنرمند، سطحهاي‌ ديگر را هم‌ با نقشهاي‌ برجسته‌ و مشبك‌ مي‌آرايد تا از نور استفاده‌ كرده‌ باشد .

 

شكلهاي‌ پيچاپيچ‌ اسلامي‌ معمولا" ازيك‌ يا چند شكل‌ منتظم‌ پرداخته‌ مي‌شوند كه‌ در انحناها و دواير مي‌افتند و به‌ نقش‌ ستارگان‌ چند پر در مي‌آيند و اين‌ بدان‌ معنااست‌، كه‌ تناسبات‌ وابسته‌ به‌ يك‌ نقش‌ درسطح‌ گسترش‌ طرح‌ تكرار مي‌شود. طرحهاي‌ گوناگون‌ از نوع‌ مشابه‌ ـ چه‌ بسا ـ در هم‌ فرو بروند و شبكه‌اي‌ از خطوط‌ بسازند كه‌ مستمرا" ادامه‌ يابند و چند كانون‌ يا مركز بسازند. اين‌ پيچاپيچ‌ هندسي‌، بي‌ترديد عقلاني‌ترين‌ شيوه‌ كار بوده‌ است‌. زيرا كه‌ اين‌ نقش‌، اشاره‌ بسيار آشكاري‌ بر انديشه‌ يگانگي‌ در وراي‌ همه‌ مظاهر است‌ .و سرانجام‌ اينكه‌ سير و سياحت‌ در جهان‌ پر نقش‌ و نگار تزيينات‌ مسجدها و ساختمان‌ خود بناي‌ مساجد، بيننده‌ را در عوامل‌ روحاني‌ غرق‌ مي‌نمايد و پيچ‌ و خم‌ نقوش‌، ايمان‌ به‌ وحدت‌ خداوند را در دل‌ وي‌ راسخ‌ مي‌سازد .

                     

جلوه هاي معنوي معماري مسجد :

مسجد به عنوان برجسته ترين بناهاي معماري اسلامي جلوه اي از زيبايي هاي ديداري و نمونه بارزي از آميختگي و ارتباط شكل هاي نمادين با باورهاي ژرف اعتقادي است . مسجد در ذات خود تجلي حضور باورهاي قدسي و ديني در زمينه زندگي مادي است كه علاوه بر تامين كالبد مكان عبادت با زبان كنايه و اشاره هنر از معرفت ديني و راز و رمز شريعت سخن مي گويد و از اين رو اهميت و قداست ويژه اي دارد . مسجد در اصل منسوب به ذات اقدس خداوندي است و در بيان معماري هنرمندانه از آسماني ترين دريافتهاي شهري بهره گرفته است .

رمزپردازي و مفاهيم نمادين مسجد:

مسجد با وجود دارا بودن فضايي صميمي از ظرافتها  و اصول زيبايي شناختي بهره مي برد كه درك آن از سوي مردم بر بزرگي مسجد مي افزايد . فضاي بيروني و دروني مسجد ياداور عدالت است همچنين وجود معبودي آسماني را در ذهن مومنان تداعي مي كند و برآن پاي مي فشارد .

گنبد نماد آسمان ، صعود و بهشت است .محراب به تعبيري قلب مسجد و نقطه تمركز آن و از سويي مظهر الوهيت به شمار مي رود . مناره اشاره به دروازه بهشت و در رحمت الهي دارد .

برگرفته از مقاله ی محمد رضا خاكپور( رييس حوزه هنري استان گلستان)

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:53 توسط Master Architect |


 

روزی که بروشور های مسابقه  ی پل ماکارونی رو دیدم خیلی علاقه مند شدم که شرکت کنم.به نظر می رسید که خیلی باید کار سختی باشه و همین طور هم بود...اول باید دنبال اطلاعات می گشتم،چون هیچ تجربه و سر رشته ای در این زمینه نداشتم.از سرچ کردن تو اینترنت شروع کردم و بعد هم صحبت و مشورت با چند تا از دانشجوهای مکانیک و عمران داشکده ی خودمون که تجربه ی ساخت چنین پل هایی رو داشتند.

در طول زمانی که تحقیق می کردم با اینکه بیشتر متوجه سختی کار می شدم اما انگیزم قوی تر می شد ...

 

و این بود اولین جرقه برای ساخت "آمیتیس".موجود بی جانی که قرار بود از تکه های ماکارونی و قطرات چسب میان دستهای من خلق بشه.

با تمام اعتماد به نفسی که داشتم روز چهار شنبه وقتی برای تحویل پل به دانشگاه فردوسی رفتم و فهمیدم که بین 35 تیم شرکت کننده من تنها گروه از رشته ی "معماری" هستم خیلی نگران شدم.تیم های دیگه به صورت گروهی و از رشته های عمران و مکانیک بودند.

بالاخره با تمام استرس  و دلهره ای که داشتم روز مسابقه و لحظه ی بارگذاری "آمیتیس" فرا رسید.مجری برنامه اعلام کرد:..."گروه آمیتیس از معماری دانشگاه آزاد مشهد لطفا برای بارگذاری پل تشریف بیارید روی سن"

 

و من نگران تر از قبل بلند شدم برای رفتن به روی سن،چراکه تعداد تشویق کننده های دانشگاه آزادی ها 5-6 نفر بیشتر نبود،ولی به محض اینکه همراه با آمیتیس اولین پله ی سن رو بالا رفتم صدای دست و تشویق بچه های عمران بلند شد و تا لحظاتی همه با هم می خوندند:"معماری کف کردیم!!!"

آمیتیس روی جایگاه  قرار گرفت.داور که دید من گروه تک نفری هستم کمک کرد تا قلاب و ریسمان و در نهایت سطل رو به آمیتیس نصب کنم و...سریع و بدون مکث پیمانه های شن رو داخل سطل می ریختم.مجری وزن بار رو لحظه به لحظه اعلام میکرد:...2 کیلو...5 کیلو...7 کیلو...10...11!و در این زمان بود که آمیتیس فرو ریخت.صدای دست و تشویق حاضرین بلند شد،اما من هیچ صدایی رو حس نمی کردم.شکستن آمیتیس خیلی برام غم انگیز بود ...ساعت های زیادی رو برای ساختنش صرف کرده بودم و دلبستگی خاصی بهش داشتم.اگرچه که از قبل می دونستم باید بشکنه!

گروه های برتر مسابقه مشخص شدند.گروه اول مکانیک دانشگاه فردوسی.گروه دوم عمران دانشگاه فردوسی و گروه سوم هم عمران دانشگاه فردوسی.در بین ۳۰ پل بارگذاری شده آمیتیس پانزدهم شد!

 

                   

             

                   

 

مجری اعلام کرد:..."حالا نوبت می رسه به معرفی زیباترین پل مسابقه...و اون پلی نیست جز...جز "آمیتیس!!!!"...از گروه آمیتیس خواهش می کنم برای دریافت جایزه و لوح تقدیر به روی سن بیان...

با تعجب و هیجان خاصی به روی سن رفتم و لوح تقدیر و جایزه رو از مهندس نجات اسپانسر مسابقه دریافت کردم.به غیر از ایشون اساتید گروه عمران دکتر توکلی زاده،دکتر مغربی و دکتر شریعتمدار هم  خیلی منو مورد لطف و تشویق قرار دادند.

مسابقه تموم شد.آمیتیس شکست و من جایزه گرفتم...ولی خاطره ی زیبای مسابقه همیشه و تا آخر عمر تو ذهنم باقی خواهد موند.همینطور خاطره ی آمیتیس که اگرچه موجودی بی جان بود اما همیشه به یادش هستم و مدیونشم....

 و در ضمن به خودم ثابت کردم که خواستن توانستن است.فقط کافیه که اراده کنیم...

 

 

 

              

 

+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 9:43 توسط Master Architect |


 

 

روزی که تصمیم گرفتم وبلاگ بنویسم هدفم این بود که مطالب جدید و علمی مربوط به رشته ی تحصیلیم یعنی معماری سوژه ی اصلی نوشتنم باشد،تا شاید من هم سهمی در ارتقای هنر و البته فن "معماری" داشته باشم.و این راه را ادامه خواهم داد تا آنجا که فراغتم اجازه دهد.اما امروز به عنوان آخرین پست سال 86 می خواهم آخرین یادداشت روزانه ام در این سال را بر روی وبلاگ ثبت کنم.یادداشت یا خاطره؛فرقی نمی کند،سطر هایی که هراز گاهی از سر دلتنگی یا حتی خوشحالی در دفترم می نویسم و الحق که برایم مایه ی آرامش است...


امروز 28 اسفند 86 و سه شنبه است.

همیشه در واپسین روز های سال استرس عجیبی پیدا می کنم.نمی دانم دلیلش چیست.اما می دانم که امسال خیلی بیشتر از سال های گذشته به ذهنم هجوم آورده.شاید عمده ترین دلیلش عبور از مرز دومین دهه ی زندگیم باشد!

امروز دقیقا 21 سال و 63 روز از عمرم می گذرد و حداقل از این خوشحالم که در نظر خودم به بیهودگی نگذشته.اما بازهم نگرانم.از این که مسئولیت هایم سنگین تر بشود.از این که دچار روز مرگی و تکرار شوم.همیشه ترسم از این بوده که نکند لحظه ای دچار در جا زدن شوم.از این که نتوانم وظایفم را به درستی انجام دهم.

اگرچه که پدر و مادر همیشه سعی داشته اند من و برادرم را مسئولیت پذیر بار آورند،اما بازهم دلواپسم؛چرا که ما نسل به اصطلاح مرفه این جامعه هستیم و به قول پدر سختی ندیده ایم که در مواجه شدن با آن بتوانیم از پس مشکلات به خوبی بر آییم.

در این ساعات آخر سال دائما این نگرانی ها را در ذهنم مرور می کنم...

دیشب به رسم دیرینه و چند ساله ام،دیوان حافظ را باز کردم.مدت هاست که عادت دارم هرشب قبل از خواب دیوان را بگشایم و غزلی بخوانم و هر بار نکته ی تازه ای کشف کنم...

زکوی یار می آید،نسیم باد نوروزی

در این باد ار مدد خواهی،چراغ دل برافروزی

نمی دانم رمز اشعار حافظ چیست که هرچند بار که بخوانیش بازهم جدید و شنیدنی است.هیچ وقت از خواندنشان احساس تکراری بودن نمی کنی.تکرار!چیزی که اصلا دوستش ندارم...

یادم می آید ۸-۷ سال پیش؛وقتی دانش آموز دوره ی راهنمایی بودم خیلی علاقه به شعر و شاعری داشتم.گاهی شعر می گفتم.حتی شب شعر هم دعوت می شدم!طبع شاعریم بد نبود.از دوره ی دبیرستان دیگر نتوانستم این کار را ادامه دهم.انگار که ذوق شاعریم کور شد! (شاید برای همیشه) و همان سالها دفاتر شعرم را پاره کردم!

امروز عجیب دلتنگ آن روزها شدم...

سال 86 که اکنون دارد نفس های آخرش را می کشد، به لطف لایتناهی پروردگار،سال خوبی بود.خدا را شکر می کنم که مرا فراموش نکرده و نمی کند و همیشه پشتیبانم بوده و هست.و امیدوارم که حامی تحقق همه ی آرزوها و اهداف نه تنها من؛بلکه همه باشد.امیدوارم که هیچ وقت از یادش غافل نشوم.یاد او که مرا آفریده و همیشه برای دلتنگی ها و غصه هایم سایبان آرامش بوده.

اگرچه که بهار زیبا در راه است،اما دلم برای زمستان خیلی تنگ می شود.این دلتنگی نشان از آن دارد که هنوز هویت زمستانی ام را حفظ کرده ام! و هنوز تعصب خاصی نسبت به فصلی که در آن متولد شده ام دارم.

تصمیم گرفتم این یادداشت را که صفحه ای از یادداشت های روزانه ام است بر روی وبلاگ ثبت کنم تا همه ی آنهایی که برایم مهم هستند(و شاید به این بلاگ سربزنند!) اندیشه هایم را بشناسند.

در انتها به یاد زیبایی های بهار، که خلاصه اش را در جعبه های کوچک پر از گل بنفشه می شود دید،شعری با این عنوان از شفیعی کدکنی می نویسم.

سال نو را به این نیت آغاز کنیم که هیچ گاه در زندگی بی هدف و بی مسئولیت نباشیم و به یاد داشته باشیم که خداوند در همه حال ناظر بر کردارمان است...

به امید روزهای خوش در وطن عزیزمان ایران

سال نو مبارک!

                                             A wild violet in my garden

        

در روزهای آخر اسفند

کوچ بنفشه های مهاجر

زیباست

در نیم روز روشن اسفند

وقتی بنفشه ها را از سایه های سرد

در اطلس شمیم بهاران

با خاک و ریشه

میهن سیارشان

در جعبه های کوچک چوبی

در گوشه و کنار خیابان می آورند

جوی هزار زمزمه در من می جوشد

ای کاش

ای کاش آدمی وطنش را

مثل بنفشه ها

در جعبه های خاک

یک روز می توانست

همراه خویش ببرد هر کجا که خواست

در روشنای باران

در آفتاب پاک...

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 16:18 توسط Master Architect |


 

سلام

این پست رو اختصاص دادم به اطلاعاتی راجع به "پل ماکارونی" !

دوستان هم دانشکده ای من حتما این روزا بروشور های مسابقات پل ماکارونی رو بر در و دیوار دانشگاه دیدن.نمی دونم توجه شما هم مثل من به این مسابقه جلب شده یا نه.اما باید بگم برای من که خیلی جالبه و هر طور شده شرکت خواهم کرد!

این اطلاعات هم حاصل تحقیق من در این زمینه است که امیدوارم برای شما هم جالب باشه!


سازه هاي ماكاروني به سازه هايي اطلاق مي شود ، كه مصالح استفاده شده در آنها تنها ماكاروني و چسب مي باشد . اين سازه ها در مقياس كوچكتر نسبت به سازه هاي واقعي طراحي و توسط ماكاروني و چسب ساخته مي شوند و پس از ساخت مورد بارگذاري قرار مي گيرند .

هر ساله در اين راستا مسابقات بزرگي در دانشگاه هاي معتبر دنيا بين دانشجويان رشته مهندسي عمران برگزار مي گردد . اين دانشگاه ها از سالها پيش در اين زمينه سرمايه گذاري كرده تا ذهن خلاق دانشجويان را فعال سازند و از طرحها و پژوهش هاي آنها در عمل استفاده كنند . طراحي و ساخت پل و ستون هاي فشاري رايج ترين رشته هاي اين مسابقات  مي باشند . بطور مثال طراحي و ساخت پل خرپايي تنها با استفاده از 750 گرم ماكاروني ( معادل يك بسته ماكاروني ) كه مي تواند وزن زيادي را تحمل نمايد . طول دهانه پل يك متر و حداكثر ارتفاع پل نيم متر مي باشد . پل روي دو تكيه گاه  كه از يكديگر يك متر فاصله دارند قرار مي گيرد و تكيه گاهها فقط قادر به وارد كردن عكس العمل عمودي مي باشند و هيچ عكس العمل افقي در تكيه گاهها بر پل وارد نمي شود . ركورد كسب شده در اين رشته ( پل خرپايي ) معادل 176 كيلو گرم مي باشد ، كه اين ركورد تقريبا 230 برابر وزن خود سازه مي باشد . همچنين طراحي و ساخت سازه هاي فشاري كه قادر به تحمل بار هايي بيش از نيم تن مي باشند ، از ديگر نمونه هاي اين سازه ها هستند . اينجا يك سئوال ممكن است مطرح مي گردد ، آيا جنس ماكاروني در دست يافتن به ركورد هاي بالا موثر است ؟

 

 

 انواع سازه های ماکارونی:

پل با بار متمركز :اين سازه از به هم پيوستن دو خرپاي دوبعدي به وجود مي آيد و بارگذاري از وسط دهانه صورت مي گيرد .

 

 

 

سازه های فشاری:نوعي پل با دهانه كوتاه ، كه اكثر اعضاي آن در فشار مي باشند . از مزيت هاي اين رشته از مسابقات طراحي اعضاي فشاري و بررسي پديده كمانش در آنها مي باشد .

 

                               

 

 

ُTower Crain:دراين  نوع از سازه هاي ماكاروني ، هدف طراحي جرثقيلهايي است كه بر روي برجهاي بلند به كار گرفته مي شوند .

اين سازه ها بايد قادر باشند با داشتن ارتفاع معين شعاع خاصي را تحت پوشش قرار دهند .

 

                          

 

پل با بار متمركز :اين سازه از به هم پيوستن دو خرپاي دوبعدي به وجود مي آيد و بارگذاري از وسط دهانه صورت مي گيرد .

اين نوع پل هر سه نوع عضو فشاري ، كششي و خمشي را دارا مي باشد .

 

                         

 

 

پل با بار گسترده :پل به شكل ظاهري خرپا مي باشد ، كه بارگذاري به صورت گسترده و يكنواخت در تمام طول دهانه صورت مي گيرد . در عمل مي توان چنين فرض كرد كه تمام وسايل نقليه به دليل ترافيك به صورت ثابت بر روي پل قرار گرفته اند .

چگونه شروع كنيم ؟

 

براي وارد شدن به اين رشته شما بايد داراي خصوصيات اخلاقي چون كنجكاوي ، خلاقيت ، صبر ، همت و تلاش فراواني باشيد .

 

اين خصوصيان به اين علت مطرح گرديد كه در ساخت و طراحي يك سازه موفق علاوه بر آگاهي از علوم مهندسي به اين ويژگي ها نيازمند هستيد . چرا كه ممكن در طراحي و ساخت يك سازه شما روز ها و هفته ها تلاش نماييد ، ولي در نهايت به دليل يك اشتباه كوچك در طراحي يا ساخت ، سازه شما به حداقل ركورد مورد نظر نرسد .

 

هيجان انگيزترين بخش كار شما مربوط به زمان بارگذاري سازه مي باشد ، كه سازه اي كه مدت زيادي براي طراحي و ساخت آن صرف كرده ايد در نهايت در جلوي چشمان شما منهدم مي گردد ، ولي آيا ركورد مورد نظر بدست مي آيد يا خير ؟

 

بطور خلاصه براي ساخت يك سازه شما بايد مراح زير را در پيش گيريد :

 

1-كشف خصوصيات عنصر سازه اي جديد با انجام آزمايش هاي ساده ولي دقيق . اين مرحله شامل آزمايشهايي براي رسيدن به خصوصياتي چون حداكثر تنش كششي ، حداكثر تنش فشاري ، مدول الاستيسيته، حداكثر بار بحراني در كمانش و غيره مي باشد .

2-كار بر روي خصوصيات عنصر سازه اي جديد (ماكاروني) و دست يافتن به نقاط ضعف و يا قدرت آن .

۳- تحليل سازه هاي ساخته شده در گذشته و رسيدن به نقاط ضعف و يا قدرت آنها .

۴- طراحي سازه با توجه به اطلاعات بدست آمده.

۵- تلاش براي رسيدن به بهينه ترين طرح (بهينه سازي).

۶-ساخت سازه توسط ماکارونی و چسب.

 

 

چگونه ركورد را پيش بيني نماييم

ابتدا بايد با آزمايش هاي ساده و ابتكاري حداكثر مقاومت كششي‌ ، مقاومت فشاري ( براي طول مشخص ) ، مقاومت خمشي ، مقاومت برشي را براي ماكاروني مورد استفاده بدست آوريم ، سپس سازه مورد نظر خود را تحت حداكثر بار پيش بيني شده تحليل كنيم ، اگر نيروهاي كششي ، فشاري ، خمشي و برشي ناشي از تحليل از مقاومت هاي بدست آمده در آزمايش بيشتر باشد ، آن سازه فرو خواهد ريخت .

تحليل را براي بارهاي مختلف انجام مي دهيم ، آن باري كه نيروهاي بدست آمده از آن در اعضاء ناشي از تحليل ، بيشترين نزديكي را به حداكثر مقاومت هاي بدست آمده از آزمايش داشته باشد ، ركورد تئوريك خواهد بود .

به علت وجود خطا در ساخت و يا ديگر خطاهاي ممكن بايد ركورد تئوريك بدست آمده را در يك ضريب اطمينان ( مثلا .75 - با توجه به نظر طراح ) ضرب كرد ، تا ركورد عملي بدست آيد با اين كار شما مي توانيد قبل از اينكه سازه مورد نظر را بارگذاري كنيد ، حداكثر ركورد آن را حدس بزنيد .

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 7:44 توسط Master Architect |


یک بام سبز، بامی است که مقدار یا تمامی آن با پوشش گیاهی و خاک، یا با محیط کشت روینده، پوشانده می شود. لفظ بام سبز همچنین می تواند برای بامهایی که مفاهیم "معماری سبز" را مد نظر قرار می دهند، نظیر پانلهای خورشیدی و یا صفحات فتوولتائیک، بکار رود.

                    

تاریخچه کاربرد بامهای سبز
بامهای سبز مدرن که از سیستم لایه های پیش ساخته تشکیل می شوند، بالنسبه پدیده ای نو می باشند. این نوع بامها در دهه 1960 در آلمان توسعه و به بسیاری از کشورهای اروپا گسترش یافتند. بر اساس برآوردهای موجود، امروزه حدود 10 درصد از کل بامهای آلمان، بام سبز می باشند. ایلات متحده نیز بامهای سبز قابل توجهی دارد، اما تعداد آنها به اندازه اروپا نیست.

                     

مزایای بامهای سبز
• تامین فضایی سازگار و مطبوع برای کاربران ساختمان – به دلیل قراردادن حیاط و پاسیو
• امکان پرورش میوه جات، سبزیجات و گلها
• کاهش بار گرمایش (با افزودن توده و لایه عایق حرارتی) و سرمایش بنا (از طریق سرمایش تبخیری) – بویژه اگر بصورت شیشه ای بوده و بعنوان گلخانه و یا سیستم گرمایش غیرفعال خورشیدی عمل نماید. بر اساس پژوهشی که در سال 2005 توسط Brad Bass از دانشگاه تورنتو انجام یافت، نشان داده شد که بامهای سبز می توانند اتلاف گرمایش و مصرف انرژی را در زمستان به مقدار قابل توجهی کاهش دهند.
• کاهش اثرات گرمایش و تغییرات آب و هوایی شهری
• افزایش محدوده زندگی (بامهای سبز می توانند بعنوان فضای تفریح، استراحت مورد استفاده قرارگیرند.)
• کاهش سیلاب
• تصفیه هوا و کاهش CO2 هوا
• كاهش و تعدیل شدت صداهايي كه تا dB18 وارد ساختمان مي شود و از آن خارج مي شود به میزان dB3 يا بيشتر
• افزایش زیستگاه جانداران در مناطق مسکونی
• بهبود مناظر اطراف ساختمان با فراهم كردن يك فضاي سبز زيبا
• بالا بردن طول عمر غشاي بام (دو يا سه بار بیشتر) با محافظت از آن در برابر اشعات UV مضر و صدمات آب و هوايي
• افزایش ارزش ملك

                       

                        

      

                    

معایب بامهای سبز
• برخی پیامدهای منفی استفاده از بامهای سبز به شرح زیر است:
• نیاز به تقویت سازه بامهای موجود برای استقرار بام سبز و وجود این حقیقت که اغلب این بامها برای حضور انسان طراحی نمی شوند.
• در برخی موارد، تطبیق طراحی این بامها با شرایط اقلیمی منطقه کاری دشوار است.
• بامهای سبز همچنین نیازمند معیارهای سازه ای قابل قبول می باشند. بسیاری از بامهای موجود، بدلیل بار وزن ملزومات خاک و گیاهان برای دارابودن بام سبز مناسب نیستند. (در این بین یک دال بتنی در تبدیل به بام سبز بسیار کاراتر از دالهای چوبی یا فلزی است).

منبع:پایگاه اطلاع رسانی شهرسازی و معماری (آرک نویز)

دوستان عزیز!لطفا هرگونه مطلب و مقاله در مورد معماری سبز (فارسی و انگلیسی ) دارید بنده را مطلع فرمایید.

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 7:46 توسط Master Architect |


این مطلب رو توی یکی از این مجلات خانواده زرد(!) خوندم.با اینکه مجله ی درپیتی هست اما این یه موردش جالب بود.


«سر نورمن فاستر» يكي از معروف‌ترين آرشيتكت‌هاي دوران معاصر در حال برنامه‌ريزي و نقشه‌كشي بزرگ‌ترين ساختمان جهان است. نشريه «ساندي تايمز» چندي پيش ضمن اعلام اين خبر افزود اين ساختمان در شهر مسكو ساخته خواهد شد.

اين آسمان‌خراش كه از هم‌اكنون به «جزيره كريستالي» معروف شده است 88/449 متر ارتفاع دارد و وقتي ساخت آن تكميل شود درست شبيه به يك هرم كريستالي مارپيچ خواهد شد. زيربناي اين هرم 701 متر مربع خواهد بود.

اين جزيره كريستالي از همين حالا به بلند‌ترين و رويايي‌ترين پروژه ساختماني دنيا مشهور شده است. ارزيابي‌هاي انجام شده، نشان مي‌دهد كه ساخت آن هزينه‌اي بالغ بر چهار ميليارد دلار دربرخواهد داشت. شهري كه در داخل اين ساختمان قرار مي‌گيرد، مشتمل بر نهصد آپارتمان لوكس، سه هزار اتاق هتل، يك سالن تئاتر، يك مجتمع ورزشي تناسب‌اندام، يك سالن سينما، يك موزه و يك مدرسه بين‌المللي است كه مي‌تواند از پانصد دانش‌آموز ثبت‌نام به عمل بياورد. «جزيره كريستالي» دومين پروژه وسيع «لرد فاستر» در شهر مسكو است و سومين ساختمان اوست كه ظاهري شبيه به كوه آتشفشان دارد. بسياري از مردم اين ساختمان جديد را «درخت كريسمس مسكو» مي‌نامند.

ساختمان جزيره كريستالي، مسكو را پيش‌قراول موج جديد طراحي شهري قرار مي‌دهند و سمبل بالا رفتن سريع قدرت اقتصادي روسيه است. اين ساختمان به احتمال قريب به يقين در فاصله ده كيلومتري مركز شهر مسكو ساخته خواهد شد و طبق برنامه‌هاي تنظيم شده در سال 2014 ساخت آن به اتمام خواهد رسيد. نماي بيروني اين برج نسبت به نورخورشيد واكنش داشته و داراي پانل‌هاي خورشيدي است. اين پانل‌ها در كنار توربين‌هايي كه در ساختمان تعبيه مي‌شوند، برق مورد نياز ساختمان را تامين مي‌كنند.

جزيره كريستالي در منطقه «ناگاتينو پنينسولا» و در كنار رودخانه مسكو ساخته مي‌شود و فاصله آن تا كاخ كرملين تنها هفت و نيم كيلومتر است. شهر درون اين ساختمان شهري كاملا خودكفا و مستقل خواهد بود و تمام نيازمندي‌هاي ساكنان آن در اداره‌جات و فروشگاه‌هايي كه داخل آن قرار دارد برطرف مي‌شود. ساكنان مي‌توانند بدون نياز به خارج شدن از اين ساختمان، درون آن زندگي و كار كنند و در اوقات فراغت كودكان خود را به فضاي سبز و تفرجگاه‌هاي آن ببرند همچنين سيستم تهويه هواي آن نيز به‌گونه‌اي طراحي شده است كه زندگي در زمستان‌هاي طاقت‌فرساي مسكو را آسان‌تر مي‌سازد.

Norman Foster Tallest Skyscraper in the World, Crystal Island by Foster and Partners, Crystal Island, The Christmas Tree building, Foster and Partners, Gigantic Crystal Island Building in Moscow, Moscow gears up for world’s tallest building, Foster + Partners, Tallest Building in the World, Tallest

+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 9:7 توسط Master Architect |